حاج آقا مرتضی

حاج آقا مرتضی

هو


برای ما که داشتیم کم کم با صدای پدرانه ات انس میگرفتیم این رفتن خیلی جانکاه بود...

موافقین ۰ مخالفین ۰
بنت الهدی
آرزوی روزهای دور

آرزوی روزهای دور

هو


عجیب نیست که فراموش کردم اینجا ثبتش کنم؟ 

آرزوی روزهای نه چندان دور را، که تنها با تو بود که محقق شد. بر طریق حسین...

 

موافقین ۰ مخالفین ۰
بنت الهدی

این نامه رو لیلا فقط بخونه...

هو


اتفاق گاهی این است، که بی هوا بعضی نامه های قدیمی را پیدا کنی، نامه های ایام جوانی، یادگار های شیطنت های بیست سالگی.
بعد بی آنکه باورت بشود، از اینکه روزی دیگری را ملامت کرده ای پشیمان شوی. تو، اگر سهم بیشتری نداشته باشی، در آن زوال که پیش آمد کمرنگ نیستی...
یک روز مرا بازخواست خواهی کرد. میدانم...
همه اش کار چینی بند زده است...

موافقین ۱ مخالفین ۰
بنت الهدی

سحر دوازدهم

هو


همه چیز خلاصه شده در زندگی ماشینی قرن 21. این همه چیز یعنی حتی سحر های ماه رمضان هم به انحصار کار و حقوق ماهیانه در آمده است. همه می دویم تا بیشتر در بیاوریم. تا بیشتر در کار غرق شویم. تا دو تا سایت و درگاه را بیشتر بارگزاری کنیم. میدویم تا مقاله های آمریکایی ها و ژاپنی ها را ترجمه کنیم برای پیشرفت کردن. غافل از اینکه اگر به جای این خروار خروار مقاله خواندن ها کمی حسن ظن مان را به خدا بیشتر کرده بودیم میتوانستیم از همین دعای سحر ده ها طرح تربیتی و آموزشی در بیاوریم. تمام سحر هارا داریم به بطالت میگذرانیم غافل ازینکه "الفرص تمر مر السحاب...". هیچ روزی نیست که برویم کنج حرم بایستیم امین الله بخوانیم و برگردیم. هیچ نیمه شبی نیست که با ناله ی العفو ملائکه ی ارک بسوزیم. مارا نه توان دوری تو ست، و نه تاب قربت... تو دست ما بگیر 

موافقین ۰ مخالفین ۰
بنت الهدی

سحر اول

هو


هیچ توشه ای ندارم. دست خالی تر از همیشه. رجب و شعبان را به بطالت گذرانده ام. خبط و خطایم از همیشه بیشتر بوده؛ و غافل تر از هربار آخر شعبان خوانده ام ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه... هیچ بعید نیست که نیشخندی به روی زیادم حواله کرده باشی...

امسال که در به در فرصت های تا سحر بیدار ماندنم تو دستگیری کن؛ شاید عاقبت جایی به کارت آمدم...

موافقین ۱ مخالفین ۰
بنت الهدی