سلام!

 

نوشتن در مورد خودم کار ساده‌ای نیست. ولی می‌خوام تلاشم رو بکنم. راستش نمی‌دونم آدم باید چیا رو توی معرفی خودش بنویسه. یه زمانی اگر قرار بود بگم خیلی راحت می‌گفتم من هدی ام! و بعد یک سری جمله‌ی دیگه و تمام. اما الآن تقریباً از اون تعریف‌ها و جملات چیزی نمونده. فقط هدی بودنمه که تغییری نکرده. 
پس این چیزی که دارم می‌نویسم نسخه‌ی دی‌ماه ۱۴۰۴ از هدایی هست که شما، نسخه‌ی قدیمی‌ش رو توی آرشیو همین بلاگ می‌تونید ببینید. 

من هدی ام! همون روزی به دنیا اومدم که مسیح. یک همیشه دانشگاه تهرانی که از مهندسی و برق و الکترونیک، رسیدم به مدیریت و کسب‌و‌کار و از معلمی به منابع انسانی. 

چیزهای کمی هست که در مورد من تغییر نکرده، یکی‌ش نوشتنه. اینکه نوشتن رو دوست دارم از سال‌های راهنمایی با منه. و تا امروز، چیزی عوض نشده در موردش. بسته به حالم، هرجا که تونستم، هرقدر که تونستم، نوشتم. 

از اون‌جایی که انسانم، تغییر می‌کنم، رشد می‌کنم و اشتباهاتی دارم. چیزهایی این‌جا از من هست، که در مسیر رشد من، درست یا غلط، تغییر کردن. 

من به چیزی که پیش از این بودم افتخار نمی‌کنم، اما نیازی هم نمی‌بینم که پنهانش کنم. این بخشی از مسیر من بوده و شاید لازمه که بهش توجه بدم، برای اینکه بدونم چه مسیر سختی رو اومدم تا بشم آدمی که امروز هست و از بودنش لذت می‌برم. 

روزهام به کار کردن زیاد، خوندن کتاب و راه رفتن می‌گذره. سرگرمی‌م اینه که توی کتاب‌فروشی‌ها گشت‌و‌گذار کنم. سفر رو دوست دارم و سعی می‌کنم کمتر حرف بزنم و بیشتر ببینم، بشنوم. 

همین‌ها