هو
تنها عظمتِ عشقِ تو بود که میتوانست تحمل آن سختی بزرگ را آسان کند.
#قسم_به_دوست_داشتنت
هو
تنها عظمتِ عشقِ تو بود که میتوانست تحمل آن سختی بزرگ را آسان کند.
#قسم_به_دوست_داشتنت
هو
میدانی چرا علتش را نمیپرسم؟ چرا شکایتی ندارم؟ چون هر کس، خود،بیش از همه بر حال خویش آگاه است...
هو
هیچ چیز بدتر از این نیست که ناگهان،حجم اعتمادت فرو بریزد... مثلن حس کنی دروغی شنیده ای، یا حس کنی دیگران چقدر پیشتر نسبت به تو احساس ناخوشایندی داشته اند... از این دست احوالات. احوالاتی که حتی لبخند را بر آدم حرام میکنند...
#توبوا_الی_الله_توبه_نصوحا
هو
خسته ام مثل یتیمی که از او فرفره ای
بستانند و به او فحش پر هم بدهند...
تو روز پدر یه آدم عوضی درباره ی پدرت بد حرف بزنه. آشغال ترین آدم های روی زمین...
هو
تنها سه حرف فاصله است، میان این دو حرفی که جانم را به آتش کشیده است... این نهایت بی مهری است. و تو خود خوبتر از من میدانی...
هو
دلم دلتنگ تنگستان، رو دوشم درد خوزستان
غرورم ایل قشقایی، توو رگهام خون کردستان
تو خونَم جنگ تحمیلی، تو خونَت ملک اجدادی
خرابم مثل خرمشهر، ولی تو خرم آبادی...
هو
اون دوست کی میتونه باشه؟ اونی ک حاضر باشی بخاطرش خونه رو ول کنی... خونه ای ک ازش خسته ای...
*دلم یک دوست میخواهد ک اوقاتی ک دلتنگم/بگوید خانه را ول کن بگو من کی کجا باشم